اعتراض داريم

ميدونم همه تون با واژه زيباي گراني اشنا هستيد حالا اونايي كه توي شهرهاي كوچكتر هستن كمتر و اونايي كه در شهرهاي صنعتي زندگي ميكنن بيشتر ....

اينقدر گروني به همه فشار اورده كه ناي كسي در نمياد ولي كسي جرات اعتراض نداره و تنها اعتراضات درون خونه ها و يا بين گفتگوي دو نفره هست . نميدونم شما از اين اوضاع خوب راضي هستيد يا نه ؟ ولي من و كسايي كه مي شناسم از اين اوضاع اصلا راضي نيستن .الان ميگم چرا راضي نيستم و نيستن

دولت محترم تصويب كرده نون رو بر حسب كيلو بفروشن خب اين عيب نداره ولي وقتي صبح ميري نون بخري نون بربري صبح دونه اي 400ت هست . عصر ميري بخري ميشه500 ت . ميگي چرا شده 500 ، ميگن قيمتش و رند كرديم و فرداش ميري بخري ميشه600 .ميگي چرا شده 600تومن ، ميگن كيلوش رو رند كرديم . اي بابا اين مملكته داريم

ميري ميوه بخري . سيب شده كيلويي3500ت . شليل 6500. ليمو ترش 7000.شاتوت 13000.هلو 5500.زردالو4500و.................. اين مملكته داريم

ميري مرغ بخري يه روز 6000تومن فرداش 6500 تومن و هفته بعدش 8000 تومن

ميري گوشت بخري از 17000 تومن هس تا 30000تومن

حالا شما بگيد با اينهمه تورم ، ايا وضع مالي مردم هم رفته بالا .

چند روز پيش اخبار خودشون گفته كسايي كه درامد كمتر از 946 هزار تومن هستن زير خط فقر هستن ... پس با اين حساب همه ماها زير خط فقريم ... اين مملكته داريم

ميايم بيرون حرف بزنيم ميگن ساكت ميان مي برمتون جايي كه عرب ني انداخت

مياي توي نت حرف بزني ميگن ساكت ميان مي برنت جايي كه كهريزك و ساختن

مياي خونه حرف بزني ساكت ، خودمون پر از غم و بدبختي هستيم

واي اين مملكته داريم

كوروش بيدار شو كه ايرانت را بر باد دادن

یکی بس است؟؟؟؟

وقتی جناب رییس جمهور میگه باید هر خانواده چند تا بچه داشته باشن , شما فک میکنین ایشون به خرج و مخارج این بچه ها فک میکنن؟؟؟

وقتی پول پوشک و شیر خشک و لباس اونقدر گرون هست که حتی وقتی یکی اش دنیا میاد میگه دومیش و نمیخوام در این صورت کسی به فکر بچه دار شدن می افته .... بعدش اون روز توی خبر میگه میزان رشد جمعیت توی این 5 سال کم شده . خرج و مخارج بیمارستان و هزینه های دیگه که اصلا نباید حرفشو زد ...

جدا با این شرایط ادم دلش میخواد دومین بچه رو هم دنیا بیاره در حالیکه هنوز توی مخارج قبل تولد و بعد اول بچه مونده ...

با این شرایط اقتصادی همون بهتر که ادم اصلا بچه ای دنیا نیاره ... تجربه شش ماه بچه داری من

خيانت

ادامه نوشته

اغازي دوباره و سلامي دوباره

به نام نامي حق

سلام. يه يك سالي ميشه كه دستم به نوشتن توي وبلاگ نرفته حالا چرا نميدونم؟

دلم براي دوستان خوبم تنگ شده بود ولي نميدونم چرا مشغله هاي زندگي مانع نوشتنم ميشه . وقتي وبلاگ زمزمه هاي يك دانشجو رو شروع كردم شرايط زندگيم با الان خيلي متفاوت بود . الان از زندگي نه راضي هستم نه ناراضي . فعلا داريم فقط زندگاني ميكنيم نه زندگي ...

از اينكه ديدم دوست عزيزم استاد غبيشاوي خداحافظي كرده ناراحت شدم و خيلي از دوستان خوبم هم كم كار شدن يا كلا مثل من نوشتن رو گذاشتن كنار . اميدوارم همه دوستان گلم هميشه شاد باشن و سلامت

راستش اهدافي كه توي زندگيم داشتم با ايني كه الان هستم زمين تا اسمان فرق داره . اميدوارم بتونم به چيزهايي كه از دست دادم برسم .

دیدار یار ...

سلام دوستای گلم

اول اینکه طاعات و عبادات شما مورد مقبول درگاه حق

خیلی وقته به این وب سر نزدم یعنی کلا به نت زیاد نمیام ... ماه رمضان امسال اولین سالی هست که توی خونه خودم هستم و برای همین کمی برام سخت میشه اپ کردن و به نت اومدن ...

بیشتر از یک ماه هست به همدان اومدم و انشا الله اگر خدا بخواد قراره شنبه به مشهد برم و بعدش به تبریز برگردم ... مطمئین هستم دوستان زیادی هستند که دلشون برای حرم امام رضا تنگ شده و میخوان به شهر یار سری بزنن ... راستش از اینکه نزدیک به 40 روز از برگشتم از مکه می گذره و امام رضا دوباره منو خواسته خوشحالم ... نمیدونم چرا جو مشهد برای من طوری هست که هر جا برم باز خواهان دیدار حرم امام رضا هستم ... حتی توی مکه هم دلم میخواست بعد برگشت برم مشهد ... و باز لایق دیدار دوباره امام رضا شدم ...

از تمامی دوستان التماس دعا دارم ... و عید سعید فطر رو پیشاپیش تبریک میگم ... انشا الله همیشه شاد باشید و سر افراز و سر بلند ووو نایب الزیاره همه دوستان هستم ...

تا بعد یا علی

گرفتاري هاي من

سلام

مدتي ميشه چيزي ننوشتم شايد بيشترش به خاطر مشكلات و قاراشميش شدن كارهام هست . ديروز اولين امتحانم و دادم و انشا الله چهارشنبه هم دوتاشو ميدم ....

از دوستان گلم معذرت ميخوام از اينكه مدتي ميشه به وبهاشون سر نزدم ... شايد اگر كمي از مشكلاتم بنويسم بهم حق بدين ...

اول: به شدت درگير امتحاناتم هستم و با اينكه دارم امتحان ميدم ولي هنوز دو تا از كلاسام تموم نشده ...

دوم: مشغول گرفتن گواهينامه رانندگي هستم ...

سوم :خانواده عمويم 15 تير دارن از المان ميان

چهارم : 20 تير داريم جهزيه مي بريم به شهر همسر گرامي

پنجم : 25 تير با همسر گرامي عازم مكه هستيم

از همه دوستان خواهش ميكنم حلالم كنين اگر بدي ديديد به خوبي خودتون منو ببخشين .

انشا الله بعد كمي سروسامان گرفتن كارها دوباره همان دانشجو ميشم

به اميد خدا

دوستتون دارم تا بعد يا علي

روزتان مبارك

سلام 
تقديم به تمامي دوستان عزيرم همسر گرامي ام كه جزئي از بهترين هاي اين مرز و بوم هستند
روزتان مبارك



مشكل من از كجاست؟؟؟؟

سلام دوستاي گل و مهربونم عيد همگي تون البته با كمي تاخير مبارك

راستش درسته خيلي وقته اپ نكردم ولي نميدونم چرا ؟ كمي برنامه من امسال قاطي پاطي شده و كلي برنامه و كار براي نيمه اول سال 89 .... احساس ميكنم خيلي كار هست كه نميتونم تمومشون كنم يه جورايي هستم بخصوص پروژه هايي كه با گروه برداشتم و مي بينم هيچ كدومشون كار نميكنن و تنهايي دارم خودم كار ميكنم بيشتر حرصم ميگيره . با اينكه اونها شرايط منو ميدونن و ميدونين بعد امتحانات ديگه تبريز نيستم و  شرايطم طوريكه بايد به يه شهر ديگه برم اونم شهري كه از تبريز7 ساعت با خودروي شخصي فاصله هست ورفت و برگشتم سخت خواهد بود اي بابا عجب غلط كردم پروژه گروهي برداشتم !!!! عصباني ام شديدا

اين ترم هم خداروشكر با استاداي باحال كلاس برداشتم كه باعث ميشه ادم ذوق و شوقش و براي رفتن به دانشگاه و سركلاسها از دست بده . بخصوص كلاسهاي روز دوشنبه ام كه افتضاح هست يكي از كلاسهام از 8-10 هست و كلاس بعدي ام از 11-14 هست و كلاس اخري ام در دانشگاه مهمان 17-20 هست و بنده هم امروز به خاطر خوب نبودن حالم نرفتم دانشگاه !!!!!!!!!!!!!

احساس ميكنم كمي تنبل شدم و براي هيچي حال ندارم احساس سستي شديد ميكنم با اينكه عيد كلا مسافرت بودم ولي بازم حالم سرجاش نيست !!! نميدونم مشكل از كجاست ؟ حتي از وب نويسي كه بهش خيلي علاقه دارم دور شدم !!!!

متاهلی و  متعهدی

سلام

راستش شرمنده به خاطر دیر اومدنم و دیر جواب دادنم ..... اگر دلیل این تاخیر رو بدونین مطمئینا به من حق خواهید داد !!!علت تاخیر یکی دو هفته من به خاطر مجلس عروسی و شادی بود که منو هم جز متاهلین کردن .. یه دست به افتخار عروس و داماد (نیشخند) . این چند وقت به حدی زود گذشت که اصلا باورم نمیشه منم متاهل و به نوعی متعهد شدم ... از تمامی دوستان عزیزم خواهش میکنم برای تمامی جوانها و خوشبخت شدنشون دعا کنن و منو هم فراموش نکنن. مرسی

دوستدار شما : عظیمی

مغز دانشجویان IT در حالت کما

بسمه تعالی

یه مدتی میشه به قول دوستان کم کار شدم ! و دیر به دیر اپ میکنم . راستش دیر اپ کردن من در چند وقت اخیر دو دلیل عمده داشت یکی امتحانات بود که خیلی وقتم و گرفت و یکی هم پایان داستان استاد کارگر بود که منتظربودم ببینم نمرات و میده یا نه ؟ ولی خب تا امروز که خبری نبوده خدا بخیر کنه فردا رو ...!!!

ولی جان خودم این استاد کارگر یه چیزیش میشه بزارین بگم بعد نگین چرا اینطوری گفتم

سر جلسه امتحان سیستم 10 تا سوال بود که جواب هر سوال یک صفحه میگرفت و از انجایی که ما دانشجویان ای تی خیلی باهوشیم برای همین چیزی در حدود 9 صفحه جواب نوشتیم تا وقتی استاد میخونه سلولهای خاکستری مغزش هنگ کنه

حالا این خوب بود چون حل کردنی بود و فرمول .... داشت ولی

امتحان طراحی کتابخانه که کلا برنامه نویسی بود و از انجایی که استاد عالیقدر چیزی درس نداده بود و فقط توی کلاسش هر کس برنامه رو از روی جزوه زود تایپ میکرد نمره میگرفت برای همین همه بدون استثنا کل جزوه برنامه نویسی رو حفظ کرده بودن و کسی زیاد حرف نمیزد و حرکت نمیکرد تا برنامه ها از مغزش روی زمین پخش نشه .

8 سوال داده بود هر سوال بیشتر از یک صفحه میگرفت و به حدی مغز همه ی کلاس stop کرده بود که ده دقیقه اول بهمدیگه نگاه میکردیم و اسمای همدیگر رو هم یادمون نمی اومد و 140 دقیقه بعد و در حال نوشتن . جالبیش در اینکه من 11 صفحه برنامه نوشتم که الان یک سطرش هم یادم نیست و جالبتر از اون اینکه جواب سوال اخر رو که دیگه مغزم به حالت کما رفته بود نصفه ول کردم ولی اگر مینوشتم فکر کنم یه 13 صفحه ای میشد .

یکی از اقایون همکلاس بعد امتحان میگفت اصلا نخونده بود و 8 صفحه برنامه نوشته اونم از خودش به قول خودش داستان لیلی و مجنون به زبان برنامه asp.net نوشته

امیدوارم استاد نامردی نکنه نمره من دانشجو که مغزم هنوز از شوک سوالات بیرون نیومده بده . انشا الله



پ ن امروز : براساس اعلام نمرات , نمره طراحی کتابخانه (20) شدم یه دست و هورا به افتخار استاد که به من 20 داده

نمره سیستم عامل (15) شدم کمی خجالت و شرمندگی (نیشخند)

پ ن جدید : درس ازمایشگاه -پایگاه داده (16) استاد داده و استاد در این مورد بی انصافی کرده و نمره خیلی کمی داده , به احترام نمره ضایع شده یک لحظه سکوت (ناراحت)

پ ن جدید : درس ازمایشگاه-سیستم عامل (10) استاد داده . ای استاد بی نصاف و نامرد چرا اینقده کم دادی ؟؟؟؟.برای نمره ضایع شده ام نیم ساعت سکوت(گریه)

بازم امتحانات

سلام

خیلی سرتون و به درد نمیارم .راستش به وقت امتحاناتم کم مونده یعنی یک هفته و منم مطابق ترمهای قبل , از زمان شروع فرجه شروع به درس خوندن میکنم اونم از نوع بچه زرنگها یعنی از 7 صبح شروع تا 5 عصر . برای همین تا کمی استراحت کنم و شام بخورم و..... میشه اخر شب و برای اینکه فردا صبحش زود بیدار بشم باید زود بخوابم برای همین وقتی زیادی نمی مونه از اینکه دیر به دیر به وبهای زیباتون سر میزنم شرمنده

راستش داستان استاد کارگر هنوز تموم نشده یعنی یه قسمت اخر مونده اونم روز امتحان !!! امیدوارم بعد امتحان بیام و داستان و به خوبی تموم کنم وگرنه به بدی و ... تموم میشه

برام دعا کنین یعنی برای کل دانشجویان و دانش اموزانی که زمان امتحاناتشون هست و سرگرم امتحانات هستن دعا کنین .

در ضمن حال مادر یکی از دوستان وبی که احتمالا بشناسینش جناب شیخی (معلم تنها) کمی خوب نیست امیدوارم در میان دعاهایتان ایشان را هم دعا کنین .

تا بعد یا علی ....

ادامه داستان استاد کارگر ....

اول اینکه عید و به  تمامی دوستان گرامی ام تبریک میگم هرچند کمی دیره ولی شرمنده و پیشاپیش هم عید غدیرخم رو هم بهتون تبریک عرض میکنم

ادامه داستان استاد کارگر

جالبی کار در این بود که بعد روز سه شنبه که من شیرینی نگرفته بودم فرداش هم که با استاد کارگر کلاس داشتم وقتی ایشون و برای پرسیدن اشکال درسی صدا میزدم بنده رو تحویل نمیگرفت انگار نه انگار منم دانشجوی ایشون هستم و دارم گلوی مبارک خودم و پاره میکنم !!! از کنارم رد میشد به پشت سریم کمک میکرد به کناریم جواب میداد به جلویی ام اشکال میگرفت ولی بنده رو نمیدید ... البته شاید مشکل از اینجا هم میتونه باشه که ایشون عینکشو و نزده بود واسه همین منو نمیدید شاید...........

بنابراین من مجبور شدم هفته بعدش برخلاف میلم شیرینی رو بگیرم هرچند استاد کارگر قهر کرده بود و با اخم شیرینی رو برداشت و نخورد

 دلیل این شیرینی گرفتن منم یکی دو جلسه غیبتی هست که قراره به خاطر مسافرت اتفاق بیافته و مهمتر از اینکه 7 واحد خودش دلیل محکمی برای خریدن شیرینی بود تا دل 45 نفر رو شاد کنم و کمبود شیرینی شون و جبران کنم

عجب دانشجو و نیمچه مهندس مملکت هستم !!! خدا خیر کنه عاقبت ما رو تا زمان مهندس شدنمون

××××××××××××××××××××××××

پ ن : هرچند از این داستانهای کلاس سیستم زیاد اتفاق می افته که شاید یه روزی اسم وب و کردم خاطرات نیمچه مهندس و دانشگاه و نوشته های وب از دغدغه به خاطرات تغییر کرد 

بدترین کلاس

امروز بدترین روز من در دانشگاه بود قضیه مربوط میشه به کلاس سیستم عامل که با استاد کارگر برداشتم .

داستان کلاس سیستم عامل با دانشجویان ترم اولی

سه هفته پیش سه شنبه

 کلاس ساعت 1/30 بود استاد با کمی تاخیر خودشو به کلاس رسوند و بچه ها گفتن : استاد چون با تاخیر اومدی باید هفته بعد شیرینی بیاری . استاد خندید چون استاد کارگر خوش اخلاق ترین استادی هست که تا به حال دیدم ولی وای به روزی که سر لج بیافته و یا از جو کلاسی خوشش نیاد

دو هفته پیش سه شنبه

استاد بدون تاخیر اومده بود و شرطی گذاشت که هر کسی تاخیر کنه باید یک و نیم کیلو شیرینی بگیره و اگر خودش تاخیر کرد سه کیلو شیرینی میگیره و همه موافق این شرط بودن بجز چند دانشجو ترم بالایی و خودم

هفته پیش سه شنبه

من و هفت تا از بچه های دیگه با تاخیر چند دقیقه ای رسیدیم کلاس و استاد از ما خواست هفته بعد همه مون  شیرینی بیاریم و قانون کلاس و نقض نکنیم

هفته پیش چهارشنبه

سرکلاس طراحی کتابخانه با استاد کارگر کلی بحث کردم و میخواستم این قانون برداشته بشه ولی استاد میگفت باید کسایی که خواستار گذاشتن این شرط بودن بیان و عذرخواهی کنن ...

امروز : سه شنبه

چهارنفر از هشت نفر شیرینی اورده بودن

استاد گفت : خانم عظیمی شما نیاوردی؟

گفتم : نه استاد من باهاتون حرف زده بودم و بهتون گفته بودم قرار نیست بیارم چون منو اجبار میکنین برای انجام کاری که اصلا راضی نیستم و انجامش هم نمیدم

کمی گذشت و در پی مسخره بازی بچه های کلاس استاد بیشتر سر لج افتاد و اینبار خودش شرط و قانون گذاشت 1- یک دقیقه تاخیر برابر با ندادن نمره و افتادن در درس مربوطه 2- غیبت برابر با حذف درس 3- امتحان به حدی سخت خواهد بود که از 45 نفر شاید 5 نفر قبول نشه 4- هیچ حرف اضافه در کلاس نباشه 5- صدای زنگ موبایل نباید بشنوم 6- بیرون رفتن از کلاس ممنوع 7- سوال خارج از کلاس ممنوع

ولی برای من خیلی جای تعجب هست چرا باید برای یه مسخره بازی بچه ها استاد بخواد نمره کسی رو نده و یا باعث حذف واحد بچه ها بشه واقعا متاسفم برای خودم و اساتیدی که فقط برای نشان دادن ناراحتیشون این تصمیمات رو میگیرن

تراکتورسازی

با وارد شدن یکی از تیم (تراکتورسازی)به لیگ برتر اوضاع شهر و دانشگاه و خونه زمانی که این تیم مسابقه داره بهم میریزه و برای همین فوتبال میشه برای ما دردسر !!!

در شهر ::: ترافیک به حدی میشه که ادم از بیرون بودن پیشمان میشه و جالبیش در اینکه در هر دو حالت بازنده شدن یا برنده شدن اتوبوسها دربه داغون میشن و رنگ قرمز روی ماشینها پاشیده میشه !!! صورتهای طرفداران با رنگ قرمز تزئین شده و ماشینها پرچم قرمز و بوق و......

توی دانشگاه ::: از موبایل تی وی دارها کلاس اورده میشه و توی کلاسی جمع میشن و با صدای بلند هورا میکشن و داد و فریاد و خنده و....

توی خونه ::: کی برد ؟ چرا فلانی اینطوری بازی کرد؟!!! ووووووووو

و برای همین فوتبال میشه برای ما دردسر !!!

آقنان ، قرمز رنگیمیز *** قهرنانلیق هدفیمیز قرمزی
بیاض رنگیمیز *** قهرمانلیق حقیمیز

××××××××××××××××××

پ ن :سلام دوستان عزیز

منم مانند برخی دوستان عزیز که سرگرم کار و زندگی شدن منم درگیر درس و دانشگاه و .. شدم شاید در ماه بتونم یکی دوبار اپ کنم و به دوستان عزیز کمتر سر بزنم . در هر حال امیدوارم همیشه شاد باشید و موفق

عجب کلکسیونی شد از نیمه اول مهر

چند وقتی میشه خیلی حال و حوصله نوشتن ندارم از کنار مشکلات و ناراحتی ها میگذرم بدون اینکه بنویسم برخلاف گذشته . اما امروز ناراحتی های دو هفته گذشته رو در یک پست مینویسم.

××××××××××××

چند روز پیش یه زنی توی اتوبوس گریه و زاری میکرد و قسم میخورد که مشکل دارم بهم کمک کنید فکر کنم نزدیک به 20 هزار تومنی جمع کرد همه کمک کردن و براش دل سوزوندن ولی من به این فکر میکردم که این زن درست میگه یا دروغ ؟ 

××××××××××××

دوستی چند روز پیش در موردکسی حرف میزد که داره به همسرش خیانت میکنه .دهنم باز مونده بود چرا باید شخصی همچین کاری کنه در حالیکه همسرش اونو خیلی دوست داره ؟

××××××××××××

جو نامناسب دانشگاه و گاها اتفاقاتی که توش می افته و شاهد هستم باعث میشه من به این فکر کنم اگر من مرد بودم هیچ وقت اجازه نمی دادم همسرم پاش و توی دانشگاه بزاره !!! خداروشکر من مرد نیستم چون زنم بیچاره میشد .

××××××××××××

کیف پول  یکی از دوستان و توی تاکسی زده بودن .جالبیش در اینکه کسی که کنارش نشسته بود یک اقای متشخص و محترم بود  دوستم میگفت اگر همچین ادمی ازم خواستگاری میکرد حتما بهش جواب مثبت میدادم ولی افسوس این شخص از جیب دوستم کیفش و زده بود اونم با مهارتی خاص در عرض چند دقیقه و بعد جیم شده بود . حالا اگر پول رو  بیخیال بشیم باز کارت دانشجویی و ملی و.... از دست رفته این یعنی کلی دوندگی .

××××××××××××

یکی از اشنایان دور میگفت که هر دوپسرش مهنس هستن و سربازی هم رفتن ولی دو سال هست دنبال کار میگردن ولی پیدا نمیکنن . برای من علامت سوال شد پس من و امثال من چرا درس میخونیم اینجاست یاد شعری می افتم که زمان  راهنمایی معلم گرامیمون زمزمه میکرد.

ماه و خورشید و فلک همه در کارن             بچه جان درس بخوان دیپلم ها بیکارن

البته الان باید بشه لیسانسها بیکارن  !!!

خرابی بلاگفا دردسرساز شده

چند روزی هست میخوام اپ کنم ولی نمیشه . چند روزی میشه باز بلاگفا قاط زده و امکان وارد شدن به سایت و نمیداد . چند روز پیش یکی از دوستان خوب بهم پیشنهاد کرد که توی پرشین با همین اسمی که توی بلاگفا هستم وب باز کنم منم قبول کردم . هرچند تمام زحمتها رو خودشون کشیدن و اماده و تمیز و زیبا به من تحویل دادن .از همینجا از ایشونم تشکر میکنم . هنوز در بلاگفا هستم و مینویسم ولی اگر  بلاگفا  اینطوری پیش بره عزم رفتن میکنم .به دوستان عزیز هم همین پیشنهاد و میدم که یه وب با همین اسم وبلاگ خودتون توی پرشین یا باقی سرویس دهنده ها باز کنید تا بعدا در صورت بسته شدن بلاگفا و یا خراب شدن مشکلی نداشته باشید.

*********************

پ ن : اسم وب من در پرشین زمزمه های یک دانشحو

پ ن : هنوز در بلاگفا هستم و مینویسم .

پ ن : از دوستان معذرت اگر دیر به وبهاشون میرم درگیر کلاس و درس و دانشگاه و.. هستم 

اخرین پ ن : براتون روزهای خوبی رو ارزو میکنم

ارادتمند شما : جوان ایرانی

اخرین پست تابستان 88

فردا اخرین روز تابستان 88 هست و از روز چهارشنبه اهالی علم و دانش به مدارس و دانشگاه ها و کلاس هاشون بر خواهند گشت . پاییز و مهر برای دانش اموزان حس و حال خاصی داره بخصوص اگر دوره ابتدایی باشند.نمیدونم معلمها و اساتید گرامی هم این شوق و ذوق رو دارند یا برعکس  دلشون نمیخواد پاییز بیاد و باز چششون به چشم بچه ها بیافته . بیشتر دوستان وبلاگی من اهل کوی علم و دانش هستند برای همین بهشون تبریک میگم امدن فصل زیبای پاییز و بازگشایی مدارس و دانشگاه

دست بوس همه شما خوبان و مهربانان هستم . امیدوارم سال خوبی رو اغاز کنید .

شاگرد و ارادتمند شما بزرگواران :  جوان ایرانی

***************************************

پ ن * وبلاگ بعضی از دوستان رو نمیتونم باز کنم و در صورت بازکردن هم نمیتونم کامنت بزارم .مثل وب اقای موسوی (بابا اب داد) و.... از همین جا ازشون معذرت میخوام .

پ ن جدید * بازگشت دوباره استاد غبیشاوی رو به دوستان تبریک میگم

نیازمند دعاهای شما هستم !!!

سلام دوستای عزیز

امروز شدیدا نیاز به دعاهای شما دارم مشکل مهمی پیش اومده و از همه دوستان عاجزانه خواهش دارم سر سفره افطار برای رفع مشکلات همه دعا کنین و برای من هم همینطور

التماس دعا

جوان ایرانی


به فکر عزیز رفتمون هستیم یا به فکر شهرت طلبی؟؟؟

حدود یه هفته پیش یکی از اقوام نزدیک مادری فوت کرد بماند چقدر تاسف و ناراحتی و شوک از دست دادنش همه رو گیج کرده بود ولی بحث اصلی من روی رسم و رسوماتی هست که روز به روز افزایش پیدا میکنه البته بهتره بگیم چشم هم چشمی !!!!!! پسر شخص مرحوم میگفت در عرض 4 روز بیش از 5 میلیون تومان خرج کرده !!! مبلغی که قابل چشمگیر هست البته به قول پسرش خیلی از مخارج اضافی رو حذف کرده بودند ولی هرچی که بود این میزان خرج برای 4 روز و مراسم ختم مبلغ زیادی هست. جالبی کار در این هست وقتی با شخصی حرف میزنی و میگی کاش به جای اینهمه هزینه برای اینجور مراسم های پر زرق و برق به اشخاص فقیر میرسیدند تا برای شخصی هم که فوت کرده رحمت و .. برسه میگه : فکر حرف مردم و نمیکنی نمیگین برای پدرش مراسم خوبی نگرفته و چرا به مردمی که خونش هستند چلو برگ نداده؟چرا برای پدرش چندین بار مهمونی نگرفته ؟چرا ...؟؟؟؟

راستی چقدر ماها به فکر این هستیم برای خودمون شهرت کسب کنیم ؟چقدر به فکر فرستادن احسان و.. برای عزیزانی هستیم که دستشان از این دنیا کوتاهه ؟ این ماه فرصت خوبیه برای عزیزانمون احسان کنیم و یادشون کنیم و از کارهای اضافی پرهیز کنیم و یادمون نره بعد این دنیا اخرتی هم هست

حلول ماه مبارک رمضان

سلام

یک رو تا حلول ماه مبارک رمضان مانده و همه خودشون رو برای وارد شدن به این ماه مبارک اماده میکنن از تمامی دوستان التماس دعا دارم . امیدوارم هیچ کس در این مبارک عزیز نیازمندان را چه مالی چه عاطفی و... رو فراموش نکنه . همچنین لطفا برای شفای بیماران دعا کنین. در ضمن در میان دعاهایتان حدیث خانوم رو هم فراموش نکنین .

همه ماها سعی میکنیم در این ماه از لحاظ معنوی خودمون و پرورش بدیم و لا اقل گناهانمون و کم کنیم و اگر گناهی رو در روزهای عادی میکردیم در این روزهای مبارک نکنیم هر چند هر سال به خودمون قول میدیم خیلی کارها رو بعد ماه رمضان هم انجام ندیم گاها موفق میشیم گاها نه !!

ولی امیدوارم امسال همگی به قولهامون جامه عمل بپوشونیم و برای بهتر شدنمون تلاش کنیم 

به امید قبولی طاعات و عباداتتون !!!

التماس دعا

اونقدر دلم سنگینه که عهدم و شکستم !!!!

دیروز به صورت شانسی  وب دختری به اسم حدیث و دیدم حرفاش کاملا نا امید کننده و غم انگیز بود حرفایی که هر کلمه اش یه دنیا غم روی دل ادم خراب میکرد . کل وبش و خوندم .خیلی خیلی ناراحتم کرد از دیشب فقط دارم به اون و سرنوشت ادمایی مثل اون فکر میکنم . با اینکه مشکلات زیادی نداشت ولی برای خودش کوه بدبختی و اوج نا امیدی رو درست کرده

یه دختر دانشجو هست نوشته خیلی دنبال کار و وام گشتم, نوشته قرض دارم , نوشته تنهام, نوشته خیلی ها به خاطر قیافه زشتم ولم کردند, نوشته تنهام نوشته از خدا نا امید شدم , نوشته خدایا دیگه دوستت ندارم ...... چی باعث شده اینطوری خودش و بدبخت بدونه؟؟ کاش میدونست عشق خدا یه عشق همیشگی هست کاش میدونست

هر جمله اش عذابم میداد ولی حیف کاری از دستم بر نمیاد . نوشته امشب خودکشی میکنه و اشهد .. هاش هم توی وبش نوشته . یعنی در اخرین لحظه به عظمت عشق خدا پی میبره یعنی میشه به خدا امیدوار بشه و خودش و نکشه ....

خیلی ناراحتم از دیشب بهش فکر میکنم ... چقدر دلم میخواست بهش کمک کنم

ادرس وب حدیث تنها

من برگ را سرودی کردم
سر سبز تر ز بیشه

من موج را سرودی کردم
پرنبض تر ز انسان

من عشق را سرودی کردم
پر طبل تر زمرگ

سر سبز تر ز جنگل
من برگ را سرودی کردم

پرتپش تر از دل دریا
من موج را سرودی کردم

پر طبل تر از حیات
من مرگ را
سرودی کردم


تعطیلات تابستانی یا تعطیلات فوق برنامه

مطمئینا همه شما با کلاسهای فوق برنامه و تابستانی اشنایی دارین واگر فرزندی داشته باشین به این کلاسها ثبت نامش کردین یا به دلخواه خودش یا به اجبار شما!!

معمولا خانواده ها به این فکر میکنن که چرا فرزندشون سه ماه بیکار بگرده و بازی کنه و تفریح کنه اما به این فکر نمیکنن که فرزند اونها نزدیک به 9 ماه درس خونده و هرروزش و در مدرسه گذرونده و مطمئینا بعد امتحانات ترم خسته هست هم جسمش هم مغزش 0 وقتی با بچه های اقوام یا بچه های دوستان روبرو میشم که درست شرایطی رو که من قبل از ورودم به دانشگاه داشتم دارن دلم براشون میسوزه چون میدونم در چه شرایطی گیر کردن .هروقت با والدینشون در مورد اینکه این فرزند شما نیاز به استراحت داره و باید در تابستان از درس و.. دور بشه تا کمی مغزش استراحت کنه و انرژی داشته باشه برای سال تحصیلی اینده .میگن: ادم بیکار بمونه خسته میشه , باید خودش و برای سال بعد اماده کنه , باید خودش و برای کنکور اماده کنه(پسرش قراره بره سال دوم راهنمایی), و..............

چقدر والدین به فکر اینده بچه ها هستند ! بهتر نبود کمی هم به فکر حالشون بود!

چیزی که اضافیه نمره هست

توی چند وقتی که از نوشتن دغدغه هام دور بودم ولی سوژه های جالبی برای نوشتن بود که به دلیل امتحاناتم از نوشتنشون دور موندم . نمیدونم دوستان یادشون میاد یا نه ؟ ولی من در وب قبلی نوشته ای با اسم (سه پرده از دانشگاه جوان ایرانی) براتون نوشته بودم که رییس دانشگاه گفته بود چیزی که اضافیه نمره هست ! خوب الانم واقعا به صحت این حرف پی بردم

من یک درس 4واحدی داشتم درسی که سخت و تخصصی با استادی بسیار سخت گیر . برای همین 2/3 کلاس موقع امتحان ازحضور در جلسه خودداری کردن چون امکان قبول نشدن در این درس 4واحدی خیلی بالا بود . ولی خوب بنده با کمک و راهنمایی های استاد خوبم به سرجلسه رفتم هرچند سوالات خیلی سخت بود ولی در حد 13-12 نوشته بودم 0چند روز قبل که برای دیدن نمراتم به دانشگاه رفته بودم با چیز شگفت انگیزی روبه رو شدم توی درسی که همه میترسیدن بیافتن اون 1/3 کلاس که سرجلسه بودن قبول شده بودین و علاوه برقبولی چند نفری هم 20 گرفته بودن !!!! 

حالا قضیه این بود که استاد برای تلافی و حرص دانشجوها رو دراوردن به دانشجوهایی که به سرجلسه اومده بودن نمرات رو کمی بالا برده بود و تقریبا همه قبول شده بودن اونم با نمرات بسیار شگفت انگیز !!!! نمره بنده هم 16 شده بود البته اینو هم بگم که خودم این نمره رو نگرفتم بلکه استاد داده !!!


یه عکس جالب از وب دانشجویان پزشکی ورودی87 بوشهر


قدمی نو در زندگی

سلام دوستای گل و عزیزم

خوب وب قبلی رو به علتی تعطیل کردم وبه این وب منتقل شدم!!! از اینکه مدتی نتونستم به کامنتهای دوستان جواب بدم و کمتر تونستم به وبشون سری بزنم معذرت خواهی میکنم امیدوارم عذر منو قبول کنین چون بنده شدیدا درگیر امتحانات پایان ترم بودم میخوام عذر منو قبول کنین انشا الله جبران میکنم

دوستدار شما::: جوان ایرانی