زنگ گوشی مو روی 8/15 گذاشته بودم اصلا حال و احوال نداشتم برای بلند شدن هنوز سر درد و سرگیجه داشتم به خاطر تصادف دیروز عصر . باید میرفتم بیمارستان پاشدم و راهی کوچه و خیابون شدم بدون اینکه کسی رو از خواب بیدار کنم . عکس از سر و دستم انداختن و دکتر گفت باید همون دیروز عصر می اومدی . گفت اگر کمی سرت اینور تر میخورد خدا میدونست چه اتقاقی برات می افتاد .سردرد و سرگیجه ات هم به خاطر ضربه محکمیه که به سرت خورده !!! ماظب باش حالت بدتر شد حتما زودی بیا بیمارستان
از بیمارستان که در اومدم رفتم دانشگاه . دیروز انتخاب واحد کرده بودم ولی هنوز کارهای امور مالی مونده بود .رفتم قسمت امور مالی که فیشهای پرداختی رو بهم بده که با یه فیش نزدیک 500 هزار تومن روبرو شدم .بعد کلی پرس و جو فهمیدم 150 هزار تومن برای انتقالی که ترم پیش گرفته بودم ازم میخوان .رفتم پیش خانوم نوروزی و ازش گلایه کردم که ترم پیش من شهریه هم زیادتر به حساب شما ریختم الان شما میگین 150 هزار تومن هم از ترم قبل بدهکارم ؟ گفت از تهران بخشنامه اومده که این مبلغ بابت انتقالی نباید گرفته بشه . رفتم امور مالی, حسابدار گفت باید بدی به من گفتن این پول و باید از شما بگیرم !!! بعد کلی دعوا و بحث مساله این شد که این مبلغ و نباید بدم .
از دانشگاه در اومدم به طرف بازار به راه افتادم میخواستم در شلوغی بازار و کوچه خودم و گم کنم ولی افسوس که جسمم در این شلوغی گم شد ولی فکرم هنوز در خاطرات گذشته و اتفاقات حال و ... مونده بود .خیابونها شلوغ بودند نزدیک شدن مدارس و مهرماه یه جور شور و حال به بازار داده .بچه هایی که کیفهای تازه شون و به پشتشون انداختن و برای خرید دفترهای جومونگ و شرک و باربی جیغ و داد میزنن .برای کودک بودنشون حسودیم میشه .کاش من هم به بچگی ام برمیگشتم که نه به فکر پول اضافه ای که به زور میخواستن ازم بگیرین باشم نه به فکر ناراحتی های اطرافیانم و نه به فکر هیچ چیز دیگه ای .
بین راه به مغازه دوستم سر زدم .
دوستم : چرا اینطوری هستی؟
من : چطوری هستم ؟
دوستم: خوب نیستی .اخمویی . دیگه با دیدن بچه ها ذوق نمیکنی. یه جورایی هستی .همون ادم نیستی!! همون ادمی که میشناختم خنده هات و مسخره بازیهات و کجا گم کردی ؟
من : مسخره بازی هام و خنده هام !!!! نمیدونم کجا گذاشتمشون
دوستم : نکنه جنون عشقی گرفتی ؟
من : جنون عشقی !!! نه تنها جنون گرفتم . عشق و گذاشتم سر کوچه .جنونش برام مونده
دوستم : باید بریم پیش روانپزشک . تو قاطی کردی
من : راست میگی باید برم . کمی قاطی کردم نه بیشتر از کمی . خوب نیستم نمیدونم چرا ؟
دوستم : فردا میام تابریم دکتر . تو یه چیزیت هست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!