دکتر علی شریعتی

<<دکتر علی شریعتی>>

خدایا کفر نمی‌گویم،

پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

عجب کلکسیونی شد از نیمه اول مهر

چند وقتی میشه خیلی حال و حوصله نوشتن ندارم از کنار مشکلات و ناراحتی ها میگذرم بدون اینکه بنویسم برخلاف گذشته . اما امروز ناراحتی های دو هفته گذشته رو در یک پست مینویسم.

××××××××××××

چند روز پیش یه زنی توی اتوبوس گریه و زاری میکرد و قسم میخورد که مشکل دارم بهم کمک کنید فکر کنم نزدیک به 20 هزار تومنی جمع کرد همه کمک کردن و براش دل سوزوندن ولی من به این فکر میکردم که این زن درست میگه یا دروغ ؟ 

××××××××××××

دوستی چند روز پیش در موردکسی حرف میزد که داره به همسرش خیانت میکنه .دهنم باز مونده بود چرا باید شخصی همچین کاری کنه در حالیکه همسرش اونو خیلی دوست داره ؟

××××××××××××

جو نامناسب دانشگاه و گاها اتفاقاتی که توش می افته و شاهد هستم باعث میشه من به این فکر کنم اگر من مرد بودم هیچ وقت اجازه نمی دادم همسرم پاش و توی دانشگاه بزاره !!! خداروشکر من مرد نیستم چون زنم بیچاره میشد .

××××××××××××

کیف پول  یکی از دوستان و توی تاکسی زده بودن .جالبیش در اینکه کسی که کنارش نشسته بود یک اقای متشخص و محترم بود  دوستم میگفت اگر همچین ادمی ازم خواستگاری میکرد حتما بهش جواب مثبت میدادم ولی افسوس این شخص از جیب دوستم کیفش و زده بود اونم با مهارتی خاص در عرض چند دقیقه و بعد جیم شده بود . حالا اگر پول رو  بیخیال بشیم باز کارت دانشجویی و ملی و.... از دست رفته این یعنی کلی دوندگی .

××××××××××××

یکی از اشنایان دور میگفت که هر دوپسرش مهنس هستن و سربازی هم رفتن ولی دو سال هست دنبال کار میگردن ولی پیدا نمیکنن . برای من علامت سوال شد پس من و امثال من چرا درس میخونیم اینجاست یاد شعری می افتم که زمان  راهنمایی معلم گرامیمون زمزمه میکرد.

ماه و خورشید و فلک همه در کارن             بچه جان درس بخوان دیپلم ها بیکارن

البته الان باید بشه لیسانسها بیکارن  !!!

خرابی بلاگفا دردسرساز شده

چند روزی هست میخوام اپ کنم ولی نمیشه . چند روزی میشه باز بلاگفا قاط زده و امکان وارد شدن به سایت و نمیداد . چند روز پیش یکی از دوستان خوب بهم پیشنهاد کرد که توی پرشین با همین اسمی که توی بلاگفا هستم وب باز کنم منم قبول کردم . هرچند تمام زحمتها رو خودشون کشیدن و اماده و تمیز و زیبا به من تحویل دادن .از همینجا از ایشونم تشکر میکنم . هنوز در بلاگفا هستم و مینویسم ولی اگر  بلاگفا  اینطوری پیش بره عزم رفتن میکنم .به دوستان عزیز هم همین پیشنهاد و میدم که یه وب با همین اسم وبلاگ خودتون توی پرشین یا باقی سرویس دهنده ها باز کنید تا بعدا در صورت بسته شدن بلاگفا و یا خراب شدن مشکلی نداشته باشید.

*********************

پ ن : اسم وب من در پرشین زمزمه های یک دانشحو

پ ن : هنوز در بلاگفا هستم و مینویسم .

پ ن : از دوستان معذرت اگر دیر به وبهاشون میرم درگیر کلاس و درس و دانشگاه و.. هستم 

اخرین پ ن : براتون روزهای خوبی رو ارزو میکنم

ارادتمند شما : جوان ایرانی