مغز دانشجویان IT در حالت کما

بسمه تعالی

یه مدتی میشه به قول دوستان کم کار شدم ! و دیر به دیر اپ میکنم . راستش دیر اپ کردن من در چند وقت اخیر دو دلیل عمده داشت یکی امتحانات بود که خیلی وقتم و گرفت و یکی هم پایان داستان استاد کارگر بود که منتظربودم ببینم نمرات و میده یا نه ؟ ولی خب تا امروز که خبری نبوده خدا بخیر کنه فردا رو ...!!!

ولی جان خودم این استاد کارگر یه چیزیش میشه بزارین بگم بعد نگین چرا اینطوری گفتم

سر جلسه امتحان سیستم 10 تا سوال بود که جواب هر سوال یک صفحه میگرفت و از انجایی که ما دانشجویان ای تی خیلی باهوشیم برای همین چیزی در حدود 9 صفحه جواب نوشتیم تا وقتی استاد میخونه سلولهای خاکستری مغزش هنگ کنه

حالا این خوب بود چون حل کردنی بود و فرمول .... داشت ولی

امتحان طراحی کتابخانه که کلا برنامه نویسی بود و از انجایی که استاد عالیقدر چیزی درس نداده بود و فقط توی کلاسش هر کس برنامه رو از روی جزوه زود تایپ میکرد نمره میگرفت برای همین همه بدون استثنا کل جزوه برنامه نویسی رو حفظ کرده بودن و کسی زیاد حرف نمیزد و حرکت نمیکرد تا برنامه ها از مغزش روی زمین پخش نشه .

8 سوال داده بود هر سوال بیشتر از یک صفحه میگرفت و به حدی مغز همه ی کلاس stop کرده بود که ده دقیقه اول بهمدیگه نگاه میکردیم و اسمای همدیگر رو هم یادمون نمی اومد و 140 دقیقه بعد و در حال نوشتن . جالبیش در اینکه من 11 صفحه برنامه نوشتم که الان یک سطرش هم یادم نیست و جالبتر از اون اینکه جواب سوال اخر رو که دیگه مغزم به حالت کما رفته بود نصفه ول کردم ولی اگر مینوشتم فکر کنم یه 13 صفحه ای میشد .

یکی از اقایون همکلاس بعد امتحان میگفت اصلا نخونده بود و 8 صفحه برنامه نوشته اونم از خودش به قول خودش داستان لیلی و مجنون به زبان برنامه asp.net نوشته

امیدوارم استاد نامردی نکنه نمره من دانشجو که مغزم هنوز از شوک سوالات بیرون نیومده بده . انشا الله



پ ن امروز : براساس اعلام نمرات , نمره طراحی کتابخانه (20) شدم یه دست و هورا به افتخار استاد که به من 20 داده

نمره سیستم عامل (15) شدم کمی خجالت و شرمندگی (نیشخند)

پ ن جدید : درس ازمایشگاه -پایگاه داده (16) استاد داده و استاد در این مورد بی انصافی کرده و نمره خیلی کمی داده , به احترام نمره ضایع شده یک لحظه سکوت (ناراحت)

پ ن جدید : درس ازمایشگاه-سیستم عامل (10) استاد داده . ای استاد بی نصاف و نامرد چرا اینقده کم دادی ؟؟؟؟.برای نمره ضایع شده ام نیم ساعت سکوت(گریه)

نقاش بکش


گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی

با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا

تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید

گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن

عکس یک خنجر ز پشت سر پی مولا کشید

گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم

راه عشق و عاشقی و مستی و نجوا کشید

گفتمش تصویری از لیلی و مجنون را بکش

عکس حیدر در کنار حضرت زهرا کشید

گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن

در بیابان بلا ، تصویر یک سقا کشید

گفتمش از غربت و مظلومی و محنت بکش

فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید

گفتمش سختی و درد و آه گشته حاصلم

گریه کرد ، آهی کشید و زینب کبری کشید

گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق

عکس مهدی را کشید و به چه بس زیبا کشید

گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین

گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید