چند وقتی میشه خیلی حال و حوصله نوشتن ندارم از کنار مشکلات و ناراحتی ها میگذرم بدون اینکه بنویسم برخلاف گذشته . اما امروز ناراحتی های دو هفته گذشته رو در یک پست مینویسم.

××××××××××××

چند روز پیش یه زنی توی اتوبوس گریه و زاری میکرد و قسم میخورد که مشکل دارم بهم کمک کنید فکر کنم نزدیک به 20 هزار تومنی جمع کرد همه کمک کردن و براش دل سوزوندن ولی من به این فکر میکردم که این زن درست میگه یا دروغ ؟ 

××××××××××××

دوستی چند روز پیش در موردکسی حرف میزد که داره به همسرش خیانت میکنه .دهنم باز مونده بود چرا باید شخصی همچین کاری کنه در حالیکه همسرش اونو خیلی دوست داره ؟

××××××××××××

جو نامناسب دانشگاه و گاها اتفاقاتی که توش می افته و شاهد هستم باعث میشه من به این فکر کنم اگر من مرد بودم هیچ وقت اجازه نمی دادم همسرم پاش و توی دانشگاه بزاره !!! خداروشکر من مرد نیستم چون زنم بیچاره میشد .

××××××××××××

کیف پول  یکی از دوستان و توی تاکسی زده بودن .جالبیش در اینکه کسی که کنارش نشسته بود یک اقای متشخص و محترم بود  دوستم میگفت اگر همچین ادمی ازم خواستگاری میکرد حتما بهش جواب مثبت میدادم ولی افسوس این شخص از جیب دوستم کیفش و زده بود اونم با مهارتی خاص در عرض چند دقیقه و بعد جیم شده بود . حالا اگر پول رو  بیخیال بشیم باز کارت دانشجویی و ملی و.... از دست رفته این یعنی کلی دوندگی .

××××××××××××

یکی از اشنایان دور میگفت که هر دوپسرش مهنس هستن و سربازی هم رفتن ولی دو سال هست دنبال کار میگردن ولی پیدا نمیکنن . برای من علامت سوال شد پس من و امثال من چرا درس میخونیم اینجاست یاد شعری می افتم که زمان  راهنمایی معلم گرامیمون زمزمه میکرد.

ماه و خورشید و فلک همه در کارن             بچه جان درس بخوان دیپلم ها بیکارن

البته الان باید بشه لیسانسها بیکارن  !!!