بدترین کلاس
داستان کلاس سیستم عامل با دانشجویان ترم اولی
سه هفته پیش سه شنبه
کلاس ساعت 1/30 بود استاد با کمی تاخیر خودشو به کلاس رسوند و بچه ها گفتن : استاد چون با تاخیر اومدی باید هفته بعد شیرینی بیاری . استاد خندید چون استاد کارگر خوش اخلاق ترین استادی هست که تا به حال دیدم ولی وای به روزی که سر لج بیافته و یا از جو کلاسی خوشش نیاد
دو هفته پیش سه شنبه
استاد بدون تاخیر اومده بود و شرطی گذاشت که هر کسی تاخیر کنه باید یک و نیم کیلو شیرینی بگیره و اگر خودش تاخیر کرد سه کیلو شیرینی میگیره و همه موافق این شرط بودن بجز چند دانشجو ترم بالایی و خودم
هفته پیش سه شنبه
من و هفت تا از بچه های دیگه با تاخیر چند دقیقه ای رسیدیم کلاس و استاد از ما خواست هفته بعد همه مون شیرینی بیاریم و قانون کلاس و نقض نکنیم
هفته پیش چهارشنبه
سرکلاس طراحی کتابخانه با استاد کارگر کلی بحث کردم و میخواستم این قانون برداشته بشه ولی استاد میگفت باید کسایی که خواستار گذاشتن این شرط بودن بیان و عذرخواهی کنن ...
امروز : سه شنبه
چهارنفر از هشت نفر شیرینی اورده بودن
استاد گفت : خانم عظیمی شما نیاوردی؟
گفتم : نه استاد من باهاتون حرف زده بودم و بهتون گفته بودم قرار نیست بیارم چون منو اجبار میکنین برای انجام کاری که اصلا راضی نیستم و انجامش هم نمیدم
کمی گذشت و در پی مسخره بازی بچه های کلاس استاد بیشتر سر لج افتاد و اینبار خودش شرط و قانون گذاشت 1- یک دقیقه تاخیر برابر با ندادن نمره و افتادن در درس مربوطه 2- غیبت برابر با حذف درس 3- امتحان به حدی سخت خواهد بود که از 45 نفر شاید 5 نفر قبول نشه 4- هیچ حرف اضافه در کلاس نباشه 5- صدای زنگ موبایل نباید بشنوم 6- بیرون رفتن از کلاس ممنوع 7- سوال خارج از کلاس ممنوع
ولی برای من خیلی جای تعجب هست چرا باید برای یه مسخره بازی بچه ها استاد بخواد نمره کسی رو نده و یا باعث حذف واحد بچه ها بشه واقعا متاسفم برای خودم و اساتیدی که فقط برای نشان دادن ناراحتیشون این تصمیمات رو میگیرن